هیچ چیزی به اندازۀ ابراز کامل و صادقانۀ احساساتمان شخصیت ما را توصیف نمی کند.احساسات ما اطلاعاتی شخصی و خصوصی درباره ما را به تصویر می کشند. همانطور که دکتر ساندرا اسکوت اظهار داشته اند : تعجبی نیست که گاهی اوقات ما به سختی میتوانیم احساساتمان را بدون محدودیت بیان می کنیم.
اکثر اوقات نگرانی ما از عواقب ابراز احساساتمان است – مردم چه عکس العملی نسبت به آنها نشان می دهند؟- بعضی از مردها به خاطر اعتقادشان مبنی براینکه ابراز احساساتشان مردانگی آنها را کمتر جلوه می دهد زیر فشار بیشتری هستند.
آنها فکر میکنند که دربند تصویر غالب «مرد سنتی» هستند. این تصویر اینگونه القاء میکند که احساساتی مثل ترس ، نگرانی ، غم و امثال آنها «زنانه» هستند و باید به بصورت محدودی نشان داده شوند.
اگر ابراز احساسات احساس ضعف و بی پناهی در ما به جای می گذارد پس چرا انجامش می دهیم؟ دو انگیزۀ عمده برای ابراز احساسات وجود دارد. یکی تاثیر آن بر خود ما و دومی تاثیر آن بر زندگی شخصی ما است.
ابراز احساسات می تواند به صورت یک دریچۀ اطمینان عمل کند – و فشار درونی یک کتری را آزاد می کند. ابراز احساسات سبب تسکین احساساتی که در خود نگه داشته ایم و یا از آن متنفریم می گردد.
احساسات بیان نشده در یک رابطه ممکن است باعث سوء تعبیر آنچه که شما واقعا" احساس می کنید شود. فقدان احساسات آشکار می تواند به صورت بی احساس بودن تلقی شود.
این شرایط مسلما" می تواند سد راه یک ارتباط موفقیت آمیز شود.پس چه باید شود؟ برای افرادی که مشکلات جدی دارند مراحلی در اینجا آورده شده که برای کمک به خودشان می توانند انجام دهند.
شفاف سازی مشکل
مشکل شما در ابراز احساسات ممکن است همیشه شما را تحت تاثیر قرار ندهد. با تامل بیشتر ممکن است بفهمید که این حالت در موقعیت ها و یا شرایط خاص و یا وقتی که با افراد خاصی هستید روی می دهد. . اگر چنین مواردی وجود داشت از آن پس باید بر روی آنها تمرکز کنید. توصیف مشکل، شما را در مرحلۀ بعد نیز کمک می کند.
فهمیدن اینکه چگونه مشکلتان شروع شده
ممکن است شما همیشه اینگونه نبوده اید و مشکلتان با یک رویداد مهم در گذشته شروع شده باشد. تجربه های ناخوشایند شما می تواند منجر به ایجاد اعتقادات نگران کنندۀ شما نسبت به آینده شود. ترس از اینکه اگر ما دوباره به همان طریق عمل کنیم گذشته ممکن است تکرار شود.
این ترس ها هستند که از ابراز احساسات ما جلوگیری می کنند. برای مثال مردی که به خاطر گریه کردن توسط دوستش مسخره شده شاید به خاطر ترس از مورد انتقاد قرار گرفتن مجدد دیگر نتواند در حضور آن دوست گریه کند. این قضیه به خودی خود کاملا" قابل پیش بینی است و پاسخ غیر معقولی نیست. مشکل اینجاست که سیستم دفاعی ما گرایش به تعمیم دادن دارد. بنابراین همین مرد امکان دارد احساس کند که نمی تواند در مقابل هیچ دوست مذکری یا حتی در مقابل هیچ کس دیگری ابراز احساسات کند.اگر بتوانید این عامل اصلی را در گذشتۀ خود بیابید ، اعمال شما معقولانه تر ومشکلات شما راحت تر حل می شوند.
تعیین اهداف
اهداف شما برای تغییر باید واقع بینانه باشند. افراد با یکدیگر متفاوت هستند و بعضی از آنها احساساتی تر از دیگران هستند. یک راه مطلقاً درست یا نادرست وجود ندارد. چیزهایی را هدف قرار دهید که احساس می کنید برای شما راحت است. توجه کنید که همیشه اختیار تام دادن به احساسات درست نیست و لذا می بایست امری که بتوان با آن زندگی کرد را به عنوان هدف انتخاب نمود.
شروع کنید
انتظار نداشته باشید که یک شبه تغییر کنید. تغییر رفتارهای دیرینه وقتگیر است .آرام حرکت کنید و خودتان را بسنجید. در آغاز به خودتان اطمینان دهید که تغییر رفتار ممکن است. برای مثال با سعی در ابراز احساسات در محیط کار شروع نکنید- محیطی را انتخاب کنید که در آن احساس امنیت کنید و با افرادی باشید که به آنها اعتماد دارید.آرام آرام احساسات خود را محک بزنید.
باورهای خود را دربارۀ اینکه در صورت ابراز احساسات ممکن است اتفاقات بدی بیفتد به چالش بکشید- از خودتان بپرسید آیا این مساله درست است و آیا واقعاً میتواند روی دهدو سایر گزینه های احتمالی جایگزین کدامند؟
وقتی احساس آمادگی کردید تغییرات رفتارتان و آنچه که اتفاق می افتد را امتحان کنید آنها را با صداقت تجزیه و تحلیل کنید و به وسیله ی آنها خود را هدایت کنید. به مرور زمان بیشتر و بیشتر در این زمینه حرکت کنید و خود را بسنجید .این باعث کاهش استرس شما می شود و باعث می شود پیشرفت کنید.
محدودیت های خود را بپذیرید
واقع بین باشید و قبول کنید که در بعضی موارد ممکن است شما هرگز نتوانید به طوری که می خواهید ابراز احساسات کنید اما این تغییرات حداقل شما را به اهدافتان نزدیکتر می کند. همچنین به خاطر داشته باشید ناتوانی در ابراز احساسات به معنی بی احساس بودن نیست. راههای دیگری هم برای ابراز احساسات نسبت به اطرافیانتان وجود دارد. برای مثال،آنچه که شما انجام می دهید، آنچه که شما می گویید و زبان بدن همگی راههای خوبی برای فهماندن احساساتتان بدون بیان جزء به جزء احساساتتان هستند.اگر در یک حوزه ضعیف هستید پس به حوزه های دیگر بیشتر تکیه کنید.
ترجمه: گروه نیلوفرانه


دیدگاه شما