نیلوفرانه مهارتهای شخصی بايد عاشقم باشند!

بايد عاشقم باشند!

پروين بيوه زن 65 ساله، سه فرزند بزرگسال دارد كه در فاصله نه چندان دوري از او زندگي مي‌كنند. پروين از اين گله‌مند است كه فرزندانش به او كم سر مي‌زنند و خيلي كم به او تلفن مي‌زنند. پروين غرغرو است و هيچكس دوست ندارد به ديدنش بيايد. او يك عمر به بچه‌هايش غر زده است. حتي الان هم كه بزرگ شده‌اند دائم از آنها ايراد مي‌گيرد و آنها را مواخذه مي‌كند. به همين دليل فرزندانش زياد با او نمي‌جوشند. با اين حال پروين گله‌كنان مي‌گويد:«آنها بايد عاشقم باشند و به من احترام بگذارند چون من مادرشان هستم.»

تحليل
آدم‌هايي مثل پروين، به «عشق نامشروط» معتقدند. آنها معتقدند بستگان و دوستان شان بايد«عاشق» آنها باشند، حال مهم نيست چقدر با بستگان و دوستان شان بد رفتاري كرده‌اند. ولي اين اعتقاد غلطي است.
هر چند عشق نامشروط والدين به خردسالان موجه است ولي معمولاً اين رفتار و كردار شما است كه سبب خواهد شد عده‌اي عاشق شما باشند و عده‌اي از شما متنفر باشند يا عده‌اي دنبال ارتباط با شما باشند عده‌اي از شما فرار كنند. در ضمن، مردم، رفتار شما را ملاك قرار مي‌دهند نه حرف‌هاي شما را. اگر چه گاهي اوقات نيت و انگيزه شما چيز ديگري است ولي مردم عمل شما را در نظر مي‌گيرند. مردم به اعمال و رفتار و كارهاي شما واكنش نشان مي‌دهند و كاري ندارند شما چه هستيد و كي هستيد.

 ميترا تازه عروس، از شوهرش فرشيد گله‌مند بود كه چرا هر روز قبل از برگشتن به خانه ، به ديدن خواهرش مي‌رود و گاهي با دوستانش خوشگذراني مي‌كند. ميترا مي‌گفت: «من زنش هستم و او بايد به جاي خواهر و دوستانش ، وقتش را با من بگذراند.» ولي فرشيد براي كارهايش دليل داشت. او مي‌گفت هنوز پايش را داخل خانه نگذاشته، خرده فرمايشات و گله‌هاي ميترا شروع مي‌شود.

اعمال و رفتارتان را صادقانه بررسي كنيد و از خودتان بپرسيد آيا شخصيت و طرز رفتارتان از شما آدمي‌دوست داشتني مي‌سازد و معاشرت با شما را براي ديگران جذاب مي‌كند يا خير؟ آيا مرام و مسلك خوبي داريد؟ آيا كنار آمدن با شما راحت است؟ آيا آدم مفيد و مهرباني هستيد؟ آيا دلسوز هستيد؟ آيا نگراني و توجه خود را بروز مي‌دهيد؟ آيا شنونده‌ي خوبي هستيد؟ سپس از خودتان بپرسيد آيا مثل پروين با مردم بدرفتاري مي‌كنيد؟ آيا تنگ نظر، بداخلاق، بي تربيت و عنق هستيد؟ آيا ايرادگير هستيد؟ آيا اصلاً ناراضي به نظر مي‌رسيد؟ آيا دائم گله مي‌كنيد، ديگران را متهم مي‌كنيد و از كوره در مي‌رويد؟ آيا به ديگران توجه نداريد؟ آيا حتي وقتي درست عمل مي‌كنيد هم از خودتان ناراضي و ناخشنود هستيد؟ آيا مثل پروين با نزديكان‌تان برخوردهاي منفي مي‌كنيد و بستگان‌تان مثل فرزندان پروين از شما فاصله مي‌گيرند؟


البته هيچكس نمي‌تواند هميشه آدم شيرين، گرم، مهربان، رئوف، با ملاحظه، دلسوز و دلنشيني باشد. اما مسئله اين است كه چقدر و تحت چه شرايطي خودخواه و سنگدل مي‌شويد. يادتان باشد كه اعمال‌تان ملاك مهربان بودن يا نبودن شما است! اگر بين تلقي خودتان از خودتان و اعمال‌تان، ناهمخواني هست، اعمال‌تان را عوض كنيد. براي مثال، اگر خودتان را آدم دست و دل بازي مي‌دانيد ولي هيچ وقت دست‌تان را به طرف صورت حساب نمي‌بريد، از پيش خدمت بخواهيد صورت حساب را به شما بدهند.
اگر از كار همكارتان راضي هستيد، بهتر است رضايت‌تان را برزبان بياوريد. اگر وقت شناسي را دوست داريد، ديگران را معطل نكنيد. 

ساسان فهميده بود چرا به چنين تغييري نياز دارد. او مي‌گفت«من شوهر ماندانا هستم پس او بايد عاشقم باشد چون همه از همسرشان چنين انتظاري دارند. ولي وقتي به كمك ماندانا فهميدم معمولاً آدم ايرادگير و نچسبي هستم ، نگرش و رفتارم را عوض كردم. از آن به بعد به جاي آن كه از خانه داري ماندانا ايراد بگيرم، به او كمك كردم چون آنجا خانه‌ي من هم بود. ماندانا هم از آن به بعد بين كار و وظايفش به عنوان همسر و مادر تعادل ايجاد كرد.»

پادزهرها
نجواهاي دروني اصلاحي:
«مردم نمي‌توانند فكرم را بخوانند. آنها فقط اعمالم را مي‌بينند.»
«ما اعمال مان هستيم.»
«اگر مي‌خواهم مردم با من درست رفتار كنند بايد با آنها درست رفتار كنم.»

باورهاي مخالف مثبت
«عملكرد تو از اين كه تو كي هستي، مهم تر است»

 
مترجم : مهرداد فيروز بخت
 
منبع: روانشناسی به زبان ساده برای همه

  

    
 

دیدگاه شما

افزودن نظر

نیلوفرانه مهارتهای شخصی بايد عاشقم باشند!

Niloofaraneh Group