خانه تكاني؛ سنت قديمي ايرانيان
نويسنده: • دكتر معصومه رفيقي مرند
سنت پسنديده به پيشباز رفتن سال نو با برنامه هاي گوناگون مانند خانه تكاني سبز كردن سبزه، برنامه هاي شب عيد و تحويل سال نو كه همگي همراه با نظافت و بهداشت، ترميم و تازگي است ريشه در اعتقادات نياكان باستاني ما دارد و چون اين سنت ها و آداب و رسوم در ديگر اقوام نيز به گونه اي وجود دارد، به نظر مي رسد از طريق ضمير ناخود آگاه جمعي به همه اقوام و ملل به ارث رسيده باشد.
خانه تكاني
در آخرين ماه سال، همه ايراني ها و اقوام و مليت هاي ديگري كه در همسايگي و يا منطقه ماهستند با نظافت خانه و دور ريختن لوازم اسقاطي و ترميم و تعمير خانه و لوازمي كه مي توان از آنها استفاده كرد، زندگي را نو مي كنند تا سبكبال و آسوده خاطر به پيشباز عيد نوروز بروند. اما عده اي خود را وابسته به اشيا و وسايلي كرده اند كه سالهاست جاي آنها را تنگ كرده بودند آنكه مورد استفاده قرار گرفته باشد. شايد همين امر باعث فشار فكري و ذهني آنها شده باشد. وقتي در خانه اي كوچك با فضاي محدود، وسايلي را كه نمي دانيم براي چه نگه داشته ايم و فقط به صرف اينكه شايد روزي به دردمان بخورد آنها را اينجا و آنجا بايگاني مي كنيم تا آنجا كه وقتي به سراغ لوازم ضروري روز مره مي رويم، با آنها برخورد پيدا مي كنيم.
اينها تصاويري از انباشتگي، بلاتكليفي و فشار در ذهن ما به وجود مي آورند.
«بوسكاليا» در اين زمينه مي گويد: «ما بخشي از اجتماعي هستيم كه كهنگي را دوست دارد. هيچ چيز را تا آخر مصرف نمي كنيم. فقط آنها را در جايي انبار مي كنيم و مي گوييم هنوز خوب است. شايد روزي به درد بخورد و شايد روزي هم عتيقه بشود. مانند، چمدان هاي شكسته، فندك و پيپ هاي مستعمل، تكه قاليچه هاي كهن، ميزهاي اتوي خرد شده، قاب عكس هاي از مد افتاده، صفحات موسيقي چهل و پنج دور و هفتاد و هشت دور و ...».
«بودا» گفته بود: «هرچه بيشتر داشته باشيم، نگراني بيشتري خواهيم داشت و همچنان كه زمان مي گذرد ما بنده وسايل خود مي شويم.»
و شايد سبك كردن مال از طريق مقاديري كه در اديان ابراهيمي برهمه مؤمنين فرض شده است، نيز براي آسايش و آرامش ذهني و رواني انسان باشد.
فكرش را بكنيد! اگر لازم باشد كه فقط با خود چمداني را برداريد و در آن لوازم مورد علاقه و ضروري را قرار دهيد، چه خواهيد كرد؟
اين خود مي تواند امتحاني براي آمادگي ما براي رهايي از دلبستگي و وابستگي به لوازمي باشد كه جز زحمت، فايده ديگري ندارند. اين لوازم اگر خيلي قيمتي باشند، پيوسته براي ما ايجاد نگراني مي كنند و براي اينكه از آنها خوب نگهداري كنيم بايد مرتب به آنها برسيم و آنها را تميز نگاه داريم و مواظب باشيم تا آسيبي به آنها نرسد.
بياييد از خانه خويش به درآييم و به خانه ذهن وارد شويم!!
بدن ذهني
بدن انسان داراي سه جنبه بعد يا بدن است؛ بدن جسماني، بدن رواني- عاطفي و بدن ذهني. بدن جسماني جايگاه ارگان هاي مختلف مانند: قلب، مغز، كليه، ريه و... است.
جايگاه بدن رواني- عاطفي در واقع قلب انسان است كه جايگاه عاطفي و عشق، مهر و خداي ناخواسته، كينه و نفرت است.
بدن ذهني كه مكان آن در مغز است، جايگاه افكار، انديشه ها، آمال و آرزوهاست.
اين سه جنبه از بدن در تعامل با يكديگر هستند و اختلال و بيماري در هر يك، روي ديگري اثر مي گذارد.
بحث ما در باره بدن ذهني است كه افكار و انديشه ها از آن بر مي خيزد و خاطرات خوب و بد و همه آنچه را كه از طريق حس و تجربه آموخته است، در خود بايگاني مي كند. و گاهي اين انباشتگي خاطرات و آموخته ها اگر بد و داراي اثرات نامطلوب باشند، هر از گاهي سر برآورده و آرامش ما را بهم مي زنند.
خاطرات تلخ گذشته!!
يكي از مراجعانم كه دچار افسردگي، وسواس فكري، اضطراب و بدبيني شده بود، باگريه مي گفت:
«خاطرات تلخ زندگي گذشته ام، دست از سرم بر نمي دارند، مرور اين خاطرات، بخشي از برنامه روز مره زندگي من شده است. گاهي آن چنان دراين خاطرات غرق مي شوم كه زمان و مكان را فراموش مي كنم.
اغلب با خود حرف مي زنم و از خود مي پرسم. چرا؟ چرا؟ راستي چرا؟
من به اين خاطرات عادت كرده ام و پيوسته به آنها فكر مي كنم. اگرچه در حال حاضر زندگي خوبي دارم، اما خاطرات تلخ گذشته زندگي فعلي مرا هم تلخ كرده است، زيرا نمي توانم خودم و ديگران را ببخشم و خود را از دست خاطرات بد گذشته رها كنم!!
اين خانم، ذهني شلوغ و پر از ايده هاي سياه و نا اميد كننده داشت. او گفت كه معاشرت و رفت و آمدهاي فاميلي و دوستانه را ترك كرده است. از سكوت و تنهايي خوشش مي آيد. سر و صدا، نور و شلوغي باعث آزار او مي شود. به رفتار اطرافيان حساس است و موسيقي غم انگيز را دوست دارد!!؟؟
ملاك و معيار زندگي اين خانم، گذشته و تجربيات تلخ گذشته بود. حال را فداي گذشته كرده بود و از زندگي خود لذت نمي برد.
ضمير ناخودآگاه همه ما پر از خاطرات تلخ و شيرين گذشته است. ذهن ما همانند اتاقي خالي است كه افكار و انديشه ها در آن رفت و آمد مي كنند. گاهي در آن مي مانند و گاه آن را ترك مي كنند. كساني كه وابسته به خاطرات گذشته هستند، افكار و انديشه هايشان اين خاطرات را مرور مي كند، آنها را ارزيابي كرده و آنچه را كه دلبستگي بيشتري به آن دارد، نگاه مي دارد و هر از گاهي به آنها فكر مي كند. كم كم به آنها خو مي گيرد و آنها را ملاك و معيار انتخاب رفتار خويش قرار دهد و اينها در قالب احساسات و انديشه هاي آنها، خود را نشان مي دهد. مهرورزي، محبت، ستايش، خوبي ها، اميد، بخشيدن خود و ديگران... نشانه هاي سلامت روان و برخورد منطقي و زندگي در اينجا و اكنون است.
اما نا اميدي، كينه و نفرت، بدبيني و... كه ويروس هاي روان هستند و از قدرت تخريب بالايي برخوردارند، نشانه ذهن ملامتگر و بدبين است.
راستي، در خانه ذهن شما چه مي گذرد
آيا ذهن شلوغي داريد؟
آيا ذهن شما انباشته از سؤال است؟
آيا ذهن شما انباشته از خاطرات تلخ است؟
آيا در ذهن خود نشانه هايي هم از خاطرات خوب داريد؟
راستي، چرا خود را از دست اين خاطرات رها نمي كنيد؟ نكند شما هم مانند آن خانم به اين خاطرات خو گرفته باشيد؟ آيا هيچ فكر كرده ايد كه مرور اين خاطرات چه فايده اي براي شما دارد؟
آيا به ضرر و آسيب هاي ذهني، جسمي و رواني اين خاطرات هم فكر كرده ايد؟
پس، منتظر چه هستيد؟ چرا خود را از شر آنها رها نمي كنيد؟
مي پرسيد چگونه؟ با خانه تكاني ذهني!!
خانه تكاني ذهني
نوزايش، رمز سلامت و آرامش رواني است!
بسياري از روانشناسان معتقدند كه بهترين روش رهايي از دست احساسات ناخوشايند و مشكلاتي كه از اين رهگذر به وجود مي آيد، «خانه تكاني ذهني» است.
به طبيعت بنگريد كه چگونه در پاييز و زمستان برگ و بار كهنه خويش را به دور انداخته و پس از چندي دوباره نو مي شود.
به آب نگاه كنيد! اگر آب، اين مايه حيات مثل همه موجودات به همين شكل و بدون تغيير و تحول در كره زمين به حيات خود ادامه مي داد، بدون شك پس از مدتي مي گنديد و همه اقيانوس ها و درياها به مرداب بزرگي تبديل مي شدند!
هيچ فكر كرده ايد كه از بدو پيدايش زمين تاكنون، چند بار؟ چند هزار بار؟ چند ميليون و ميليارد بار و چند... بار، آبهاي جهان تبديل به بخار و ابر شده و سپس به صورت برف و باران به روي زمين بازگشته اند؟
آيا هرگز انديشيده ايد كه پوست بدن و بسياري از سلول هاي بدن انسان در طول زندگي خود چند بار «نو» شده اند؟
اگر اين نوزايشها نبود، انسان و بقيه موجودات نيز همانند اسباب و اثاثيه زندگي، كهنه و مستعمل شده و ديگر كارايي خود را از دست مي دادند و بيمارگونه به حيات خود ادامه داده و از زندگي خويش لذت نمي بردند.
حال كه چنين ويژگي و توانايي براي نوزايش در وجود آدمي نهفته است، پس چرا عده اي خود را از اين موهبت محروم مي كنند و به احساسات ناخوشايند انديشه هاي كهنه و خاطرات تلخ مي چسبند و آن را رها نمي كنند؟
راستي اشكال كار در كجا است؟
باز هم مي پرسيد چگونه و چطور خود را از دست اين خاطرات بد رها كنيد؟ خيلي راحت است!! با بخشيدن خود و ديگران و فراموش كردن آنچه كه اتفاق افتاده و به فراموشي سپردن خاطرات بد و جايگزين كردن خاطرات خوش و نگاه منصفانه و واقع بينانه به همه ابعاد زندگي!
همه شما مثال معروف ليوان پر و خالي را مي دانيد. حتي اگر قطره اي آب در ليوان باشد، چه بهتر است كه آنرا اين گونه توصيف كنيد: من در ليوان خود مقداري آب دارم! (كميت آن اهميت چنداني ندارد. بلكه وجود آب در ليوان مهم است.)
و اين شامل سلامتي، شادي، ثروت، موفقيت و همه چيزهايي مي شود كه مي توان به داشتن آنها افتخار كرد و سپاسگزار خداوند بود!
فنگ شويي چيست؟
«فنگ شويي دانش كهن چيني است كه علوم بسياري را در دل خود جاي داده و امروزه با استفاده هاي كاربردي، ارزش و اعتبار شايان توجهي يافته و با اقبال عمومي روبرو شده است.»
فنگ شويي در فرهنگ چيني حكم جادو را دارد. فنگ شويي دانشي است براي قرار دادن هر چيزي در جاي صحيح خود چه در منزل و چه در محيط كار و چه در مسائل شخصي مانند لباس و غذا و...
بر اساس به كارگيري قوانين فنگ شويي، مي توان با تغييراتي جريان انرژي را در قسمت هاي مورد نياز تقويت كرد. همچنين اين دانش مي گويد در هر خانه اي نقاط خاصي براي سلامتي، خط مشي زندگي، فرزندان، دانايي و... وجود دارد كه بايد با توجه به عناصر مربوط به هر يك از اين ها، لوازم و وسايل خاصي را در آنها قرار بدهيم و يا قرار ندهيم. فنگ شويي تأكيد زيادي به دور ريختن لوازم به دردنخور و اضافي دارد و معتقد است كه بسياري از لوازم و وسايل زندگي، خاطرات و گذشته هاي بد و ناخوشايندي را با خود همراه دارند كه بايد دور ريخته شود.
اگر خانه شما هم مانند سمساري است و همه نوع وسايل نو و كهنه را گرد هم آورده ايد، چه خوب است كه به توصيه اين دانش باستاني عمل و خود را از شر آنها رها كنيد! مانند:
* لباس هاي زيادي كه از مد افتاده و اميدوار هستيد روزي دوباره مد شود و يا لباس هايي را كه به شما كادو داده اند ولي آن ها را دوست نداريد و حاضر نيستيد از آنها استفاده كنيد!
* بريده روزنامه ها، انواع مجلات و كتاب هايي كه شايد سال هاست فكر كرده ايد روزي به دردتان بخورد ولي هيچ وقت به طرف آنها نرفته ايد.
* ظروف لب پريده
* انواع كاست هاي صوتي و تصويري قديمي
* انواع ساعت هاي مچي و ديواري خراب
* انواع رسيدها و اسناد حسابداري كه به بيش از ۱۵ سال قبل مربوط مي شوند.
* آشغال هايي كه خاطرات و گذشته هاي بد و ناخوشايندي را با خود به همراه دارند!!
اگر مي خواهيد در زندگي خود پيشرفت و ترقي كنيد، تمام اين آشغال ها را دور بريزيد. هر يك از اين آشغال ها همانند مگا بايت يك رايانه، جايي را در ذهن شما اشغال كرده اند و مانند يك بند نامرئي دست و پاي شما را بسته اند.
فضاي ذهن و محيط اطراف ما محدود است و نبايد آن را با زباله پر كنيم!!
پس از دور ريختن اين ها ببينيد چقدر احساس سبكي و خوشحالي مي كنيد.
فنگ شويي مي گويد: بعد از اينكه آشغال ها را از محيط زندگي دور ريختيد، براي چند روز در آن محيط، عود بسوزانيد و يا زنگ به صدا درآوريد! تا فضا از انرژي هاي منفي پاك شود. (زنگ يكي از وسايلي است كه در فنگ شويي براي ايجاد صداهاي خوب و پاك كردن فضا از آن استفاده مي شود.) «از كتاب فنگ شويي ترجمه رضا صادقي»
و چقدر خوب است كه اين روش را در مورد موضوعات و خاطرات بدي هم كه ذهن ما را اشغال كرده و آرامش ما را به صورت وسواس هاي فكري به هم مي ريزند، به كار گيريم و بهترين زمان آن همين حالاست.
پس، منتظر چه هستيد؟، شروع كنيد!!
منبع: روزنامه ایران


دیدگاه شما