« بابا! اون دوباره توی اتاقمه و داره با وسایلم ور میره!»
« مامان! اون هی منو اذیت میکنه!»
« اول من! اول من! اول من!»
این حرفها برایتان آشناست؟ اگر بیش از یک فرزند داشته باشید احتمالاً جوابتان «بله» است. زیرا این حرفها ناشی از رقابت یا درگیری بچه ها با خواهر و برادر است.
در حالیکه بسیاری از بچه ها آنقدر خوش شانس هستند که بهترین دوست خواهر یا برادر خود باشند، اما مشاجره بین خواهرها و برادرها بسیار رایج است. همچنین بسیار معمول است که بین دوست داشتن و نفرت داشتن از هم در نوسان باشند!
معمولاً رقابت با خواهر و برادر قبل از تولد دومین فرزند بوجود می آید و تا وقتی که کودک بزرگ شود، آنها بر سر هر چیز، از اسباب بازی گرفته تا جلب توجه با هم رقابت می کنند.
دیدن - و البته شنیدن - اینکه بچه ها در حال دعوا با هم هستند، آزار دهنده است. حتی دانستن اینکه چگونه می بایست جلوی دعوا را گرفت و اینکه آیا اصلاً می بایست در دعوای آنها دخالت کرد یا نه، دشوار است. ولی گاهی میتوان گامهایی برای ایجاد آرامش در خانه و کمک به بچه ها برای کنار آمدن با هم برداشت.
چرا بچه هایم با هم دعوا می کنند؟
چیزهای بسیاری میتواند به دعوای بچه ها منجر شود. اکثر خواهرها و برادرها، تا حدی احساس حسادت و رقابت دارند و این مسله میتواند منجر به درگیری شود. ولی عوامل دیگری هم هستند که میتوانند بر تعداد دفعاتی که بچه ها با هم دعوا میگیرند و شدت دعوای آنها تاثیر نهد. اینها عبارتند از:
* نیازهای تکاملی: طبیعی است که نیازهای در حال تغییر کودک، اضطرابها و هویت او بر نحوه ارتباطش با دیگران تاثیر می نهد. به عنوان مثال، کودکان نوپا، از اسباب بازیهای خود در برابر دیگران محافظت می کنند. زیرا در حال یادگیری این مساله هستند که چگونه خواسته خود را بیان نمایند. لذا اگر یک خواهر یا برادر کوچکتر اسباب بازیهای کودک نوپا را بردارد، او با خشونت پاسخ می دهد.
کودکان دبستانی معمولاً دارای حس قوی عدالت و انصاف هستند، لذا ممکن است منوجه نشوند که چرا با برادر و خواهری که در سن متفاوتی قرار دارد به گونه ای دیگر رفتار میشود و یا اینکه ممکن است احساس کند که یک فرزند را در خانواده به دیگری ترجیح میدهند. از سویی دیگر نوجوانان در حال شکل دهی به استقلال و هویت فردی خود هستند و ممکن است از کمک کردن در کارهای خانه، مراقبت از خواهر یا برادر کوچکتر و یا حتی گذراندن وقتشان با هم نیز آزرده شوند. تمامی این اختلافات میتواند بر نحوه دعوای بچه ها با هم تاثیر بگذارد.
* ویزگی های شخصی: ویژگی های شخصی کودکان- نظیر اخلاق، استعداد و انطباق پذیری- و سایر رفتارهای خاص او، نقش مهمی در کنار آمدن او با خواهرها و برادرهایش دارد. به عنوان مثال، اگر بچه ای خونسرد است و دیگری به اسانی آشفته و عصبانی میشود، ممکن است این دو به راحتی با هم وارد دعوا شوند.
همینطور بچه ای که بشدت به والدین وابسته است و بر حسب علاقه و یا برای رسیدن به آرامش بشوی والدین کشیده میشود، ممکن است توسط خواهر یا برادری که این مساله را میبیند و همانقدر توجه از سوی والدین می خواهد، مورد آزار قرار گیرد.
*نیازهای ویژه/کودکان بیمار:
گاهی اوقات نیازهای خاص یک کودک به خاطر بیماری یا مشکلات آموزش/عاطفی مستلزم ان است که والدین زمان بیشتری را به او اختصاص دهند. سایر فرزندان ممکن است از این تفاوت در نحوه توجه والدین ناخرسند شده و کاری کنند تا به آنها هم توجه شود و یا از نگرانی ناشی از توجه بیشتر به بچه دیگر، خلاصی یابند.
*الگو برداری:
روشی که والدین مشکلات و عدم تفاهم خود را برطرف می کنند، الگوی مشخصی برای کودکان خواهد بود. لذا اگر شما و همسرتان اختلافها را به روشی احترام آمیز، مثبت و بدون خشونت حل کنید، این احتمال که فرزندانتان هم از این روش به هنگام بروز مشکل با هم استفاده کنند را افزایش می دهید. در مقابل اگر بچه ها ببینند وقتی که شما دچار مشکل هستید معمولاً فریاد می شیدف در را محکم می بندید و با صدای بلند مشاجره می کنید، احتمالاً خودشان از این عادتهای ناپسند استفاده خواهند نمود.
وقتی دعوای بین بچه ها شروع شد، چه میتوانم انجام دهم؟
با اینکه ممکن است دعوای بین خواهرها و برادر ها عادی باشد، اما این مساله برای سایر اعضای خانواده خوشایند نیست و خانواده فقط تا حدی مشخص میتواند این دعواها را تحمل نماید. خب پس وقتی که دعوا شروع میشود، چه بایستی کرد؟
تا حدی که امکان دارد، در دعوای بچه ها دخالت نکنید. فقط وقتی مداخله کنید که احتمال آسیب جسمی برای بچه ها وجود داشته باشد. اگر شما همیشه در دعوای بچه ها پادرمیانی می کنید، احتمال دارد که مشکلات دیگری بوجود آید. ممکن است بچه ها بجای اینکه خودشان مشکلات خود را حل و فصل نمایند، از شما انتظار کمک داشته باشند و منتظر بمانند تا شما بیایید و آنها را نجات دهید. همچنین این احتمال نامطلوب وجود دارد که انگار شما - بدون اینکه حتی قصدش را داشته باشید- به یکی از بچه ها اینگونه تلقین می کنید که او همیشه «تحت حمایت» شماست و این مساله میتواند آزردگی بیشتری برای بچه ها بهمراه آورد. در عین حال، کودکی که توسط شما از دعوا رهایی یافته ممکن است احساس کند که میتواند هر دعوایی را با پادرمیانی پدر و مادر در نهایت به سود خود تمام کند.
اگر ادبیاتی که بچه ها حین دعوا بکار میبرند یا کلمات توهین آمیزی که در هنگام دعوا بهم میگویند شما را نگران میستزد، بهتر است به بچه یاد بدهیم که چگونه برای بیان احساسات خود از کلمات مناسب استفاده کنند. این مساله با پادرمیانی کردن و جدا کردن بچه ها در حین دعوا متفاوت است.
با این وجود باز هم آنها را تشویق کنید تا مشکلاتشان را خودشان حل و فصل نمایند. اگر میخواهید پادرمیانی کنید، تلاش کنید بجای اینکه مشکلات را برای بچه ها حل کنید، مشکلات را با بچه ها حل نمایید.
وقتی که در دعوای بچه ها پادرمیانی می کنید، چند مرحله را می بایست مد نظر قرار دهید:
* بچه ها را از هم جدا کنید تا آرام شوند. گاهی اوقات بهترین کار این است که اندکی به آنها مجال دهیم و بلافاصله به حل و فصل دعوا نپردازیم. در غیر اینصورت دوباره دعوا شروع میشود. اگر میخواهید برای بچه ها یک فرصت آموزشی فراهم کنید، منتظر بمانید تا احساسات شدید آنها فروکش کند.
* زیاد بر روی مشخص کردن اینکه کدام یک از بچه ها مستحق سرزنش است پافشاری نکنید.
* سپس می بایست یک موقعیت « برنده - برنده » ایجاد کنید، بطوریکه هر یک از بچه ها چیزی بدست آورد. مثلاً وقتی که هر دوی آنها یک اسباب بازی را میخواهند، شاید بتوان از یک اسباب بازی استفاده کرد تا هر دو آنها بتوانند با آن بازی کنند.
کمک کردن به بچه ها برای کنار آمدن با هم
برخی از کارهای ساده ای که میتوان هر روز برای جلوگیری از بروز دعوا انجام داد:
* قوانین خاصی بگذارید که رفتار قابل قبول را مشخص نماید. به بچه ها بگویید که توهین، تمسخر، فریاد زدن و محکم و با صدای بلند در را بستن قابل قبول نیست. قوانین را برای آنها توضیح دهید و تنبیه شکستن این قوانین را نیز مشخص نمایید. بدین صورت بچه ها می آموزند که فارغ از موقعیت و آنچه باعث بوجود آمدن احساسات میشود، در برابر رفتارهایشان مسئول هستند و اینگونه جلوی هر تلاشی برای صحبت کردن به منظور یافتن طرف «مقصر» و «بیگناه» در دعوا را می گیرید.
* نگذارید بچه ها شما را وادار کنند که همیشه همه چیز «برابر» و «منصفانه» است - گاهی اوقات می بایست به یک کودک بیشتر از دیگری حق داد.
* سعی کنید در توجه به تک تک بچه ها، بنا بر علاقه ها و نیازهایشان، ابتکار عمل داشته باشید. به عنوان مثال، اگر کودکی به بیرون از خانه بودن علاقمند است، با او برای قدم زدن به بیرون رفته یا با او به پارک بروید. اگر کودک دیگر دوست دارد مطالعه کند، برای او هم وقت بگذارید.
*دقت کنید که بچه ها وقت و فضایی برای انجام کارهای مورد علاقه شان داشته باشند- مثلاً برای بازی با اسباب بازیهایشان، بازی با دوستان بدون حضور خواهر یا برادر، یا لذت بردن از فعالیتهای دلخواه خود- بدون اینکه مجبور باشند پنجاه-پنجاه با خواهر یا برادر خود شریک شوند.
*به کودکان خود بگویید و به آنها نشان دهید که برای شما، عشق و علاقه چیزی نیست که حد و مرزی داشته باشد.
* بگذارید بچه ها بدانند که در امنیت هستند و مهم می باشند و شما آنها را میخواهید و نیازهایشان را برطرف می کنید.
* به عنوان یک خانواده، با همدیگر اوقات خوشی داشته باشید. خواه در حین تماشای یک فیلم، توپ بازی و یا انجام یک بازی فکری ، شما کاری آرامش بخش را برای گذراندن زمان و برقراری ارتباط با هم انجام می دهید. این کار به آنها کمک می کند تا تنشهای بین آنها کمتر شده و همچنین شما را هم در آن شریک می کند. بسیاری از بچه ها برای بدست آوردن توجه والدین با هم دعوا می کنند و لذا فعالیتهای شاد خانوادگی سبب کاهش دعواهای بچه ها میشود.
* اگر بچه ها بر سر چیزهای یکسانی (نظیر بازی رایانه ای یا در اختیار داشتن کنترل از راه دور تلویزیون) با هم دعوا می کنند، یک جدول زمانی درست کنید که نشان می دهد کدام کودک در کدام وقت در هفته «صاحب» آن وسیله خاص است ( ولی اگر در مورد آن هم دعوا کردند، برنامه هفتگی را نادیده بگیرید و خود وسیله مربوطه را هم از آنها بگیرید).
* اگر دعوا بین کودکان مدرسه رو شما معمول است، جلسات هفتگی خانوادگی برقرار کنید و در آنها قوانین دعوا را تکرار و موفقیت های قبلی در کاهش دعواها را مرور نمایید. به فکر ایجاد برنامه ای برای داشتن خانواده ای شاد باشید که در آن وقتی بچه ها به ازای هر وقت با هم کاری برای جلوگیری از دعوا انجام دادند، امتیاز بگیرند.
* تشخیص دهید که کودکان چه وقتی نیاز دارند که جدا از یکدیگر و اعضای خانواده باشند. گاهی اوقات سعی کنید برای هر یک از بچه ها یک بازی و یا فعالیت انفرادی ترتیب دهید.
توجه کنید که گاهی اوقات بچه ها برای جلب توجه والدین با هم دعوا می کنند. در اینصورت خوب است مدتی رابیرون و از آنها دور باشید. وقتی که شما آن محیط را ترک می کنید، وسوسه براای دعوا کردن هم از بین می رود. همچنین چنانچه صبر و تحمل همسرتان بیشتر از شماست، میتوانید وظیفه رویارویی با بچه ها را به او بسپارید.
استفاده از کمک تخصصی
در درصد بسیار پایینی از خانواده ها، دعوای میان خواهر و برادرها آنقدر شدید است که کارکرد روزمره زندگی را مختل می نماید و یا بصورت خاصی بر روان و جسم کودکان تاثیر نا مطلوب می نهد. در چنین مواردی، بهتر است از یک کارشناس سلامت روانی کمک بگیرید.
در موارد زیر از درگیری خواهر و برادرها، کمک گرفتن از متخصص ضروری است:
* آنقدر این دعوا شدید باشد که خشونت زیادی را بهمراه داشته باشد.
* خطر واقعی برای سلامت جسما هر یک از اعضای خانواده بهمراه داشته باشد.
* خطری برای اعتماد بنفس و سلامت روانی هر یک از اعضای خانواده باشد.
* به یک اختلال روانپزشکی دیگر نظیر افسردگی مربوط باشد.
اگر سئوالی در مورد دعوای فرزندان خود دارید، با پزشک خود صحبت کنید. او میتواند تعیین کند که آیا خانواده می تواند از کمک تخصصی استفاده نماید و یا اینکه ممکن است شما را به یک مرکز سلامت روانی ارجاع دهد.
منبع: www.kidshealth.org
ترجمه: گروه نیلوفرانه
استفاده از این ترجمه با ذکر منیع فارسی (وب سایت نیلوفرانه) بلامانع است.





دیدگاه شما