نیلوفرانه فهرست مقالات مهارتهای شخصی چگونه بصورت موثر ارتباط برقرار کنیم؟

چگونه بصورت موثر ارتباط برقرار کنیم؟

«به من گوش نمی دهی! اصلاً گوش نمی دهی که چه می گويم! هرگز چيزی که بتو گفتم را بياد نمی آوری! فقط داد ميزنی! هيچوقت با من حرف نمی زنی! »
آيا اين حرفها برای شما آشناست؟ مشکل در برقراری ارتباط معمولاً دليل اصلی شکست و جدايی در روابط است. اما با اين حال مردمان فکر می کنند که روش برقراری ارتباط موثر را می دانند. حتی وقتی که خوب گوش نمی دهند و معمولاً از دغل بازی ، سکوت کردن ، تهديد و سرزنش کردن بجای تلاش و شنيده شدن حرفهايش توسط طرف مقابل استفاده می کنند.

 

چگونه بطور موثر ارتباط بر قرار کنیم.

اکثر ما روشهای برقرار نمودن ارتباط را با الگوبرداری از والدينمان و اينکه چگونه با هم و با ما ارتباط برقرار می کردند آموخته ايم. متاسفانه هنوز هم بسياری از والدين بر اين باورند که بچه « می بايست ديده شوند ، نه اينکه به حرفهای آنها گوش داده شود » و به احساسات و عقايد و افکار فرزندانشان احترام نمی گذارند و در عين حال فکر می کنند که هميشه « بهتر می دانند ».

بسياری از والدين بجای وقت گذاشتن و گوش کردن به حرفهای فرزندانشان به آنها می گويند که « ساکت باشند » ، به آنها توجهی نمی کنند و يا بخاطر اينکه فرزندانشان احساسات يا افکار خود را بيان می کنند آنها را تنبيه می نمايند. به علاوه اگر فرزند در محيطی نامناسب رشد نمايد ، خشونت فيزيکی و کلامی به عنوان راهی برای برقراری ارتباط و بيان احساسات است. گفتگوی آرام و احترام آميز کمتر مشاهده می شود و کمتر پيش می آيد که مشاجرات حل و فصل شوند.


چنين کودکانی معمولاً به بزرگسالانی تبديل می شوند که بخاطر ترس از واکنش منفی، ارتباط برقرار نمی کنند و يا اينکه در برابر نزديکانشان خشونت کلامی بروز می دهند. اينگونه رفتارها به ما می آموزاند که آنچه قصد گفتنش را داريم بی اهميت است و يا اهميت آن کمتر از آنی است ديگران می گويند. همچنين به ما می گويد که حق نداريم احساسات خود رابيان کنيم يا حتی احساسات خودمان را داشته باشيم. به ما می آموزاند که به ديگران احترم نگذاريم و يا اينکه از قدرتمان برای کنترل گفتگو استفاده نماييم.


به ما می آموزاند که گفتگو مساله ای يکطرفه است و در صورت مخالفت با چيزی، گفتگو و يا توافق معنايی ندارد.
در مجموع، اکثر اين تجربيات دوران کودکی به ما می آموزاند که چگونه بصورت نامطلوبی ارتباط برقرار نماييم.
اما همه ما، بدون توجه به نحوه تربيت و گذار به دوران بزرگسالی، می توانيم روشهای صحيح تر برقراری ارتباط را بياموزيم. اما در عين حال، اين فرآيندها نياز به زمان، شکيبايی و تداوم دارد. می بايست توجه کنيم که همه ما حداقل بيست سال سابقه برقراری ارتباط به شکل خاصی را داريم و يادگيری مهارتهای جديد نياز به زمان دارد.


از اين تکنيکها برای برقراری ارتباط موثر با هر کس، با هر سنی می توان استفاده نمود. آمارها نشان می دهد که بين هفتاد تا نود درصد از ارتباطات، بصورت غيرکلامی است. لذا فقط آنچه که می گوييم اهميت ندارد، بلکه نحوه درست بيان آن است که منظورتان را بصورت صحيح منتقل می نمايد.
برای انتقال پيام از طريق غير کلامی، می بايست در هنگام گوش کردن، تماس چشمی برقرار کنيد و در هنگام صحبت، مقدار اين تماس چشمی را تغيير دهيد. می بايست رويمان به سمت شخصی که با او صحبت می کنيم باشد و هر از چند گاهی برای نشان دادن اينکه صحبتهايش را می فهميم، سرمان را تکان دهيم و بيقرار ی نشان ندهيم و گفتگو را ترک نکنيم.


حالتهای چهره نشاندهنده احساسی است که در قبال حرفهای طرف مقابل داريم. چرخاندن چشمها و حالت تمسخر بخود گرفتن و لرزاندن سر ممکن است باعث شود که طرف مقابل ساکت شود. همچنين حالت کلی بدنتان می بايست راحت و آزاد باشد و از روی هم قرار دادن پاها و دستها خودداری نماييد ، زيرا اينها نشانه های عدم تساهل و نپذيرفتن افکار جديد است. علاوه بر اينها ، هرگز وسط حرف کسی که صحبت می کند نپريد .


احترام خود به مخاطبتان را با دادن وقت به او برای گفتن حرفهايش نشان دهيد . وسط حرف مخاطب پريدن نشان می دهد که شما بيشتر از گوش دادن ، در حال فکر کردن به جوابی برای حرفهای او بوده ايد.
ارتباط کلامی حدود بيست و پنج درصد از پيغام ارسال شده برای مخاطب است. مهمترين قسمت از فرآيند انتقال پيغام کلامی اين است که مطمئن شويد آنچه می گوييد با نحوه بيان آن مطابقت دارد. اگر در حاليکه دندانهايتان را بهم می فشاريد و چشمانتان دو کاسه خون است به کسی بگوييد که عصبانی نيستيد درست مثل اين است که در حاليکه داد می زنيد و به تلوزيون نگاه می کنيد ، به کسی بگوييد که خيلی دوستش داريد و برايش ارزش قائليد.


معمولاً نحوه بيان نشان دهنده احساساتتان است. صدايتان در حال صحبت می بايست آنقدر به گونه ای باشد که برای مخاطب قابل شنيدن باشد ، ولی از بلند حرف زدن خودداری نماييد. زيرا اين کار باعث ناراحتی مخاطب می شود. لحن صدای خود را هم گهگاهی طوری تغيير دهيد تا يکنواخت نباشد . زيرا يکنواخت بودن لحن سبب کسل شدن مخاطب می شود و نشاندهنده بی احساس بودن است .
در هنگام صحبت با افراد مسن ، لحن صدای خود را عميق تر کنيد زيرا با افزايش سن ، امکان شنيدن فرکانسهای بالاتر صدا از دست می رود. اگر حرفی که می خواهيد بزنيد برايتان مهم است ، عوامل مختل کننده تمرکز و پرت کننده حواس ( تلوزيون ، راديو ، تلفن ، ملاقات کننده ها ، بچه ها ، حيوانات خانگی و ... ) را به حداقل برسانيد . دقت کنيد که می بايست کاملاً به مخاطبتان توجه کنيد.
در دنيای امروز بنظر می رسد که هرگز زمان کافی برای انجام همه کارها را نداريم . ولی اين مساله ، عذر خوبی برای عادات ضعيف برقراری ارتباط نيست. می بايست هر روز وقتی را برای هر کسی برای بيان ديدگاه ها و احساساتش در نظر گرفت . بعضی از خانواده ها ، وقتی را در آخر هفته ها در نظر می گيرند تا هر يک از اعضای خانواده به بيان مشکلاتشان بپردازند .


ولی بايد دانست که ارتباطات فقط برای حل مشکلات نيست ، بلکه هر چيزی که می گوييم - اعم از بد و خوب - می باشد. وقتی که در مورد احساسات خود صحبت می کنيد از عبارت « من احساس می کنم » استفاده کنيد و از « تو باعث می شوی من اين احساس را داشته باشم که ... » استفاده نکنيد زيرا اينگونه عبارات باعث بروز حالت تدافعی در طرف مقابل می گردد.


اگر کسی کاری انجام داده است که باعث آزردگی شما شده است ، در مورد آن عمل صحبت کنيد و نه شخص مذکور. به عنوان مثال اگر ناراحتی شما بخاطر اين است که همسرتان ظرفها را نشسته است بگوييد «از اينکه ظرفها را نشسته ای احساس ناراحتی می کنم » و نه اينکه « تو بی عاطفه و احمقی که ظرفها را نشسته ای » .


به رفتار شخص اشاره کنيد و شخصيت او را مورد حمله قرار ندهيد . وقتی که در مورد احساس خود و دليل بروز آن صحبت می کنيد، با بيان نمودن اثری که آن رفتار آن روی شما داشته است و تغييراتی که مايليد بواسطه گفتگو روی دهد صحبت خود را به اتمام رسانيد. صحيح نيست که در مورد کاری که نادرست بوده صحبت کنيد ، بدون اينکه در مورد رفتاری که مايليد در آينده ببينيد سخنی بگوييد.


به عنوان مثال می توانيد بگوييد « من احساس آزردگی می کنم وقتی که ظرفها را نمی شويی زيرا من به حرفهايت اعتماد دارم. برای من خيلی مهم است که به آنچه که می گويی عمل کنی. آيا می توانی به من اطمينان بدهی که دفعه ديگر ظرفها شسته هستند يا اينکه نظر ديگری داری؟ » .


با بيان احساسات خود و بين رفتاری که مايليد تغيير يابد و ارائه راه حل جايگزين ، راه ارتباط زا باز بگذاريد . حمله به کارها و يا شخصيت طرف مقابل معمولاَ محکوم به شنيده نشدن است. البته مواقعی نيز پيش می آيد که پيغام شما بصورت نادرست دريافت می گردد. اکثر مردم گاهگاهی رفتار خود را تغيير می دهند تا خود را با شما هماهنگ سازند و گرنه ممکن است رابطه شان با ما نابود گردد .


با اين حال افرادی هم هستند که مسئوليت رفتار ناراحت کننده و خطرناک خود را برعهده نمی گيرند و گوش نمی کنند و توهين ، بی توجهی و ساير راههای مخرب ارتباطی را برمی گزينند. در اينگونه موارد می بايست آنچه برايتان بهتري است را برگزينيد . تصميم بگيريد که رابطه تان را خاتمه دهيد ، از تعاملات آينده خودداری نماييد و يا تماس خود را به حداقل برسانيد يا اينکه می بايست بياموزيد که چگونه آنچه افراد می گويند را بدقت حلاجی کرده و تشخيص دهيد که حرفهای آنها بيشتر در مورد خود آنها چيزهايی می گويد تا در مورد شما .


ارتباطات دارای جنبه های مثبت و منفی بوده و فرآيندی بسيار پيچيده است . ارتباطات پايه ای برای همه روابط است و با اين حال بسياری از مردم از نظر دارا بودن تکنيکهای موثر اربتاطی دارای ضعفهايی هستند.


مهارت نحوه گوش دادن و بيان حرفها همانند راندن يک دوچرخه ، مهارتی آموختنی است. شايد مهمترين مهارت ، همان نحوه گوش دادن باشد. شايد به همين دليل است که ما دو گوش در عوض تنها يک زبان داريم. ارتباطات تنها به شما محدود نمی گردد ، بلکه ديگران را هم در بر مي گيرد.


توانايی شفاف سازی و خلاصه نمودن آنچه ديگران آنچه ديگران گفته اند يا ساکت بودن منجر به فهميدن دقيقتر مطلب می گردد. شايد می بايست از خودمان بپرسيم که از ديگران چه می خواهيم. من به تو گوش نمی دهم! هرگز به حرفهايی که می بايست بگويی گوش نمی دهم! هيچوقت چيزهايی که گفته ای را بياد نمی آورم! تنها کاری که می کنم داد زدن است! ما می بايست قبل از اينکه از ديگران انتظار تغيير داشته باشيم ابتدا خودمان را تغييردهيم. خب! می بايست ارتباط برقرار کنيم.


 

 
نیلوفرانه فهرست مقالات مهارتهای شخصی چگونه بصورت موثر ارتباط برقرار کنیم؟

Niloofaraneh Group